به گزارش سراج24، جک استراو در مصاحبهای عنوان کرده است که در جریان مذاکرات هستهای سه کشور اروپایی با جمهوری اسلامی ایران در فاصله سالهای 2003 تا 2005،دو طرف مذاکره به توافق بسیار نزدیک شده بودند؛ ولی کارشکنی آمریکاییها مانع از تحقق این توافق شده است.وی به استناد کتاب خاطرات خود توضیح میدهد که موضوع بر سر دریافت مجموعهای از قطعات هواپیما از شرکت رولزرویس بوده است که طی آن شرکت ارائه قطعات را منوط به اجازه دولت آمریکا کرده است.
او میگوید در حالی که کالین پاول، وزیر خارجه وقت ایالات متحده، در این مسیر همراهی میکرده است؛این دونالد رامسفلد بوده که درنهایت مانع از تحقق این هدف شده است.وزیر خارجه سابق انگلیس توضیح میدهد که تیر آخر به قلب احتمال توافق میان طرفین نیز با ماجرای نطق جورج بوش و قرار دادن ایران در بین کشورهای عضو«محور شرارت» مدنظر راستگراهای آمریکایی شلیک شده و فرصتهای بعدی را از میان برده است.
سخنان جک استراو جالب و از منظر تاریخی مدرک قابل استنادی برای تحلیل دقیقتر دورهای از پرونده هستهای ایران است.اما دو نکته قابل توجه در این سخنان وجود دارد که شاید تناسبی نیز با مقطع کنونی و مذاکرات آتی ایران و غرب داشته باشد.
- نکته اول، اذعان وزیر خارجه سابق انگلیس به این مسئله است که این آمریکاییها بودهاند که مذاکره با ایران را به شکست کشاندهاند.از نظر او جنگطلبی دونالد رامسفلد نئوکان، سادهلوحی و بیاطلاعی جورج بوش،اسرائیلگرایی بیش از حد تونی بلر و نهایتا سنگاندازی اسرائیلیها و طیفی از نئوکانهای اروپاستیز عوامل شکست پیگیری دولتهای اروپایی برای حصول توافق با ایران در آن مقطع بوده است.
میدانیم که در پی شکست مذاکرات در آن مقطع، زمینه برای لغو تعلیق داوطلبانه غنیسازی از سوی ایران فراهم آمد. آن تعلیق در چارچوبی فراتر از قانون و با هدف اعتمادسازی و بسترسازی برای مذاکره موفق صورت گرفته بود. شکستن تعلیق در اواخر دوره اصلاحات زمینه حرکت بعدی غرب در ارسال پرونده از آژانس به شورای امنیت را فراهم آورد و پیامد آن صدور چند قطعنامه بود.
نتیجه آنکه غرب و در راس آن آمریکا، خود مذاکره را به شکست کشانده است و سپس وقتی که ایران بعد از آزمودن حسن نیت غرب، تعلیق داوطلبانه را شکسته است؛عاملان شکست مذاکرات،پرونده را به آژانس ارسال کردهاند.این روند نمایانگر منطق عریان زورگویی و عدم تعهد در عرصه بینالمللی است.حال آنکه غرب و رسانههای ضد ایرانی، سالهاست ایران را به کارشکنی در روند مذاکرات متهم میکنند و از این طریق گامهای مهمی در شکل دادن به اجماع بینالمللی و نیز تهدید جلوه دادن ایران در نزد افکار عمومی برداشتهاند.
اما نکته مهم دیگر موجود در مصاحبه استراو تاکید دائم رویکرد مثبت سه کشور اروپایی و وزرای خارجه آنها در جریان مذاکرات است.استراو مدعی است که وی به همراه یوشکا فیشر و دومینیک دو ویلپن،در پی حل موضوع و هموار کردن راه مصالحه بودهاند،ولی مرور تاریخ خلاف ادعای وی را شهادت میدهد.
واقعیت آن است که بعد از چند دور مذاکره ایران و اروپا پیرامون ابعاد توافق جامع برای حل نهایی پرونده هستهای ایران،در آگوست 2005 پیشنهادی به ایران ارائه شد که خواستهای غرب از ایران در موضوع مورد مناقشه بود.جوهره آن پیشنهاد تاکید بر همیشگی کردن تعلیق و پیوستن ایران به پروتکل الحاقی بود.در مقابل به ایران وعدههایی درخصوص واگذاری قطعات هواپیما و نیز برخی مساعدتهای دیگر داده شده بود.این پیشنهاد به عنوان ماحصل دو سال مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی بود که به واسطه ابعاد یکسویه آن، از سوی ایران رد شد و راه برای شکستن تعلیق باز شد.
مروری بر پیشنهادی که بسیاری از ناظران غربی آن را «تحقیرآمیز» خواندهاند نشان میدهد که در ماجرای به شکست کشاندن آن تجربه، اروپاییهای «خوش نیت»، کمتر از آمریکاییها نقش نداشتهاند.آن پیشنهادات آنچنان یکسویه بود که فرضها در ایران درخصوص جهتگیری غرب مبنی بر محرومسازی کشور از حقوق خود در ازای امتیازات ناچیز را به حقیقت بدل کرد.
- بعد راهبردیتر قضیه را باید در اذعان استراو بر نقش بازیگران«مخرب» در جریان مذاکرات هستهای و به شکست کشاندن امکان توافقها دید.در راس این بازیگران مخرب،بی تردید اسرائیل و لابی حامی آن در آمریکا هستند. در وهله بعد باید از گروههای محافظهکار آمریکایی و اروپایی یاد کرد که در نسبتی مستقیم با جهتگیری اسرائیلی و لابی یهودی در کشورهایشان قرار دارند.استراو به صورت مشخص در آن ماجرا بر نقش این دو دسته اشاره میکند.
نکته جالب این است که در روند کشدار مناقشه هستهای، بازیگران مخرب جدیدی نیز به این جمع اضافه شدهاند.در راس این گروه جدید بیتردید سعودیها و برخی کشورهای عربی قرار دارند که سخت بهدنبال تندتر کردن فضای مناقشه هستند.این بازیگران عملا در پیوندی پیچیده با یکدیگر هستند و در حال حاضر و در آستانه دور جدید مذاکرات هستهای دوباره دست به کار شدهاند و در پی برهمزدن امکان توافق هستند.هوشیاری نسبت به این بازیگران، به اندازه دقت در متن مذاکرات اهمیت دارد.



